بسم الله الرحمن الرحیم
تو کتاب را اول باز می کنی و ورق می زنی و بعد محتویات آن را می خوانی . کتاب و سایت بسته را که تو نمی توانی بخوانی ؛ اول باید آن را باز کنی .
البته قبل از اینکه تو مطالب کتاب را بخوانی ؛ لازم است اول حروف الفبا را بیاموزی ؛ یعنی تو اگر کتاب را هم باز کنی ، اما سواد خواندن نداشته باشی ، باز کردن کتاب چیزی به تو اضافه نمی کند درسته ؟
تو برای خواندن محتویات وجودت ، اول باید وجودت را باز کنی و ورق زنی ؛ بعد آن را بخوانی . برای خواندن محتویات وجود هم اول باید حروف الفبای وجودت را بیاموزی .
کسی که هنوز الفبای فارسی را نمی داند و نمی تواند بخواند ؛ چگونه می خواهد معنی جملات را درک کند .
تو تا تک تک حروف الفبای وجودت را نیاموزی و حقیقت آن را در وجودت نریزی ؛ هرگز نمی توانی کلمات و جملات وجودت را بخوانی ؛ کما اینکه تا امروز نتوانستی ، چون فقط به دنبال حروف و الفبای علم ظاهری بودی و بیشتر از این نخواندی و بیشتر از این هم نمی دانی ؛ برای همین به کتاب وجودت علم نداری و با حیرت این مطالب را می خوانی که یعنی چی ؟!
حال سؤال تو این است که این حروف وجود را چگونه باید آموخت ؟ .... در ادامه مطلب با ما همراه باشید ..
برچسبها:
بسم الله الرحمن الرحیم
چند روزی قبل از تحویل سال به طور اتفاقی با یک مسیحی آشنا شدم که بسیار سر در گم بود و به قول خودش راهش را گم کرده بود و از مسلمانان و آداب مسلمانان سؤال می کرد . و تشنه ی یک راه آسمانی بود . تمام انسانها در ذات و فطرت تشنه ی آن راه آسمانی هستند ؛ منتها عده ای این فریاد و غوغای دلشان را کاذبانه جواب می دهند و موقتا روی آن پرده می پوشند ؛اما فطرت عده ای با این جاذبه های کاذب دنیا سیر نمی شود و همچنان تشنه اند و به دنبال یک چشمه ای هستند که زمزم از آن بجوشد و آنقدر هم بیدارند و دیده ی تیز بینی دارند که به این آسانی به دام هر راهزن و چاهی نمی افتند و از هر چشمه ی کذایی آب طلب نمی کنند .
او بسیار تشنه ی حقیقت بود و بی صبرانه می خواست راه حقیقی خود را بیابد . من اصراری نداشتم که او حتما مسلمان شود ؛ چون خداوند مهربان انسان را آزاد آفریده و انسان خودش باید راه خودش را انتخاب کند . به هر حال برای اینکه کمکش کرده باشم تا خودش راه درست را انتخاب کند ، در همین وبلاگ در عنوان : تو چه مسلمان باشی چه نباشی تا مطیع امر خداوند نشوی ؛ به سعادت نرسی و در چند عنوان دیگر ، مطالبی را نوشتم و تقریبا متقاعد شد و خواست که مسلمان شود . تنها ترسش این بود که آیا اگر مسلمان شود ؛ مسیح (علیه السلام) از او نمی رنجد ؟ گفتم نه تنها ناراحت نمی شود بلکه خوشحال هم میشود ؛ چون خود حضرت مسیح (ع ) وقتی حضرت مهدی (عج) تشریف آوردند ؛ با اقتدای به حضرت نماز می خوانند . خلاصه او مسلمان شد و قرانی برای خود تهیه کرد و اولین نماز ظهرش را در اولین جمعه ی سال جدید خواند ( البته با دغدغه و از روی قران ) . به بهانه های مختلف دیگر به کلیسا نرفت و دور از چشم خانواده اش به مسجد و امام زاده صالح می رفت ؛ دوستان برای او خوابهای عجیب می دیدند و خودش هم خوابهایی خوش و عرفانی می دید . حال خوب و غریبی داشت و من به چنین حالی غبطه می خوردم ؛ چون او محبوب حقیقی خود را یافته بود و از راه نرسیده ؛ داشت از مسلمانانی که فقط به نام مسلمانند ؛ سبقت می گرفت . برا ی رسیدن به حقایق ، دائم معانی قران را می خواند و مفاتیح و رساله ای هم برای خود تهیه کرد و ناباورانه یک شبه بیشتر رساله را خواند ؛ تا ببیند ، اسلام از او چه می خواهد و او چه وظیفه ای در قبال اسلام دارد .می خواست نماز توبه بخواند تا از عملکرد گذشته اش توبه کند و به گوشش نمی رفت که با این رو آوردن به اسلام کل گناهانش آمرزیده شده و او اینک به مانند نوزاد تازه متولد شده پاک و مطهر است .
همچنان حال خوبی داشت تا اینکه دیروز به شماره ی تمام دوستانش ، پیامکی ارسال شد که .. .. فردا برای تشییع جنازه ی او در ..
روحش شاد که غریبانه و دور از چشم همه به جمع مسلمانان پیوست و غریبانه در قبرستان مسیحیان دفن شد . برای شادی روحش صلوات !
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم و سهّل مخرجهم
برچسبها:
بسم الله الرحمن الرحیم
انسان بالقوه بصیر و سمیع و... است و خداوند مهربان تمام اسماء و صفاتش را در وجود انسان به امانت گذاشته ؛ تا انسانها در عالم دنیا آن اسماء را که در وجود خود دارند ؛ از قوه به فعلیت برسانند تا به کمال و سعادت برسند .
پس تو چه مسلمان باشی ، چه مسیحی باشی و چه صاحب هر دین و مذهبی که باشی ؛ باید تلاش کنی تا به کمال انسانی خود برسی . چون این کمال شامل کل انسانها می شود ؛ نه فقط شامل گروهی از انسانها ! پس تو به عنوان اینکه انسان هستی و کمال انسان هم این است که به انسانیت خود دست پیدا کند ، تو وظیفه داری با کسب علم و معرفت (مجاهده ی علمی )، اول آن کمال را بشناسی و بعد با مجاهده ی عملی تلاش کنی تا به آن کمال دست پیدا کنی .
اولین قدم برای رسیدن به کمال و سعادت این است که بنده و تسلیم امر الهی باشی . اسلام از ریشه ی (سلم ) یعنی تسلیم بودن است . ما برا ی عبد و بنده شدن ، چاره ای نداریم ، جز اینکه در برابر امر و نهی خدا تسلیم محض باشیم . برای تسلیم بودن محض هم فقط از طریق اسلام باید وارد شد . چون دین حنیف اسلام است .
و انسان برای قدم گذاشتن به وادی اسلام و بندگی بناچار باید به فقه عمل کند . فقه یعنی تمام آنچه خدا در اسلام قرار داده و عمل به آن را به ما واجب کرده است . ......لطفا در ادامه مطلب با ما همراه باشید
برچسبها:


















